نگارش در تاريخ جمعه 12 اسفند 1390برچسب: شعر تقدیمی, توسط علی طوفان
یک گوشه ای نشسته ام و فکر تو مدام
ذهن مرا به سمت خودش می کشاند و...
گم می کنم دوباره تو را توی ازدحام
هی می نویسم از تو و هی پاره می کنم
روزی هزار تا غزل نیمه جان حرام...
من یک پرنده ام که پریدم به شاخه ات
نه حالی ام نمی شود افتاده ام به دام
دنیای من خلاصه شده در همین اتاق
- در چارچوب خستگی ام -صبح و ظهروشام
فکری به حال این دل وامانده ام بکن
فکری به حال این غزل سست و ناتمام...
با حرف تازه ای به سراغ تو آمدم
نازک دل همیشگی ام! شاعرم ! سلام